گنجشکی با عجله و تمام توان به آتشی نزدیک می شد و برمی گشت! پرسیدند: چه می کنی؟
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم.
گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد.
گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که خداوند می پرسد: زمانی که خانه دوستت در آتش می سوخت تو چه می کردی؟ پاسخ می دهم: هر آنچه از من بر می آمد!

اگر این داستان را پسندید، با کلیک بر روی علامت دست، آن را لایک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است

تعداد داستان های سایت

هم اکنون ٧٠٩ داستان در سایت پندآموز انتشار یافته که از این تعداد ۵۶١ داستان بازبینی و در سایت پندآموز فعال گردیده و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : جمعه ۱۴۰۱/۱۱/۰۷

جستجو در عناوین داستانها
و کلمات کلیدی